این وبلاگ به آدرس زیر منتقل شد  www.dastneveshteh.wordpress.com

تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
سریال قهرمانان
مهیج ‌ترین سریال حال حاضر دنیا داستان زندگی انسانهایی با نیروهای خاص
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
1387/10/06
انتقال

دست نوشته را از این به بعد در http://dastneveshteh.wordpress.com بخوانید




1387/10/06
خداحافظ بلاگ اسکای


میخواهم راجع به بلاگ اسکای بنویسم … ولی نه از نوع نوشته های وبلاگ نویسان مهاجری که با دیدن دوستی جدید دوست قبلی خود را فراموش کرده و شروع به انتقاد از او می کنند .بیشتر دوستانی که به وردپرس مهاجرت کرده اند بعد از اندک مدتی شروع به تاختن به سرویس های خود میکنند . از پرشین بلاگ و بلاگ اسکای گرفته تا بلاگفا و میهن بلاگ و … . ولی من میخواهم از تو تشکر کنم ، از تو که 5 سال مهمانت بودم . از تو ، دوستی که به من فرصت دادی تا یاد بگیرم خوب فکر کنم ، یاد بگیرم خوب ارتباط برقرار کنم ، یاد بگیرم نظرات مخالفانم را تحمل کنم ، یاد بگیرم نقد شوم ، یاد بگیرم بنویسم .

تو همیشه در آسمان بودی ، در طول این پنج سال حتی یکبار هم به مشکلی برنخوردم . یاد ندارم که سوالی از تو پرسیده باشم و تو پاسخی نداده باشی . درخواستی کرده باشم و اجابت نکرده باشی و همین آخرها … که خودت زحمت کشیدی و مشکلی که برایم پیش آمده بود را رفع کردی .
با تمام خوبی هایت اما … باید با تو خداحافظی کنم . دوست ندارم راجع به دلایلش حرفی بزنم که دلیلش را دیگر این روزها همه می دانند.
با تو خداحافظی می کنم ولی هیچ وقت فراموشت نخواهم کرد ، هیچ وقت آن لطفهایت را از خاطر نخواهم برد ، فراموش نمی کنم که این تو بودی که مرا شکوفا کردی ، این تو بودی که با همان صفحه ساده اما دوست داشتنیت به من فرصت دادی خودم را بیان کنم ، فراموش نمی کنم همه لطفهایت را.
همیشه در آسمان باشی


1387/09/29
مذهب به عنوان طنابی خیالی

 * هدف این سلسله نوشتارها ، رد یا اثبات اصل بحث مذهب نیست ، بلکه مقصود نقد باورهای مذهبی ناشی از احساس در پذیرش مذهب می باشد . برای روشن تر شدن موضوع مقدمه را مطالعه فرمایید .



3- مذهب به عنوان طنابی خیالی

"اگر در امواج سهمگین دریا ، در کشتی گرفتار شده و کشتی در حال غرق شدن باشد به یاد چه کسی می افتید ؟ "  ، "اگر فرزندتان بیمار شود و همه اطبا از او قطع امید کنند به چه چیز متوسل می شوید " ... این جملات و صدها سخن دیگر از این باب ، منطق گروهی دیگر از مذهبیون که دین را از جنبه احساس باور کرده اند است. این باور که صرفا ناشی از احساس و بدون کوچکترین پشتوانه ای از منطق است از نظر این افراد بسیار محکم و مستدل بوده و در جواب کوچکترین انتقادی خواهید شنید که شما تا بحال در چنین وضعیتی گرفتار نیامده اید تا این موضوع را "حس" کنید . خوسبختانه این دسته خود به طور صریح اعتراف می کنند که باور آنها ناشی از احساسی در هنگام بلا بوده و از اضطرار و ناچاری ناخودآگاه متوجه چیزی شده اند و بعد آن را خدای خود نامیده و مذهبی که این خیال را به آنان معرفی کرده به عنوان مذهب برتر برای خود برگزیده اند .

بارها تجربه کرده ایم ، زمانیکه تعادل خود را از دست می دهیم و یا در حال سقوط از جایی هستیم به هر خار و خاشاکی در اطراف چنگ زده و به امید نجات هر چیزی که در اطراف است را بدون توجه به اینکه آیا نجات بخش است یا خیر دست آویزی کرده و از آن کمک می خواهیم . گاهی که هیچ چیز در کنار خود نمی یابیم ، "به طور غریزی" دست خود در هوا مشت کرده و گویی به هوا چنگ می زنیم . این رفتار غریزی در ذات انسان است چرا که در چنین شرایطی تلاشی هر چند بی فایده را بهتر از هیچ دانسته و از طرفی در شرایط اضطرار فرصتی برای اندیشیدن ندارد.

مطمئنا فردی که تخیلات ذهنی خود را در نجات بخش بودن تکه چوبی قرار داده ، در شرایط اضطرار ناخودآگاه به یاد آن افتاده و از آن کمک می طلبد و بعد از بهبود اوضاع اعتقاد شدیدی به آن تکه چوب پیدا کرده و در هر تردیدی به خود یادآوری میکند که چگونه هنگامیکه از همه جا رانده و مانده شده بود توسل به آن تکه چوب نجات بخش وی شد .

این نوع نگرش به مذهب نیز همچون نگرش های قبلی ناشی از احساس ، بر پایه تصوری زاده ذهن بشر استوار است . انسان در مواقع سختی و دشواری "به طور غریزی" احساسش منحرف به چیزی میشود که احتمالی از نجات در او می بیند و با توجه به تبلیغاتی که از گذشته بر قدرتی ماورایی و نجات بخش بر او شده این انحراف احساس به سوی مذهب کشیده شده و بعد از نجات از آن به عنوان معجزه ای از مذهب یاد کرده و عمری خود را مدیون آن می داند .

اگر بر این باور باشیم که انسان در تنگناها و سختی های زندگی ، به یاد خدا افتاده و از او یاری می طلبد و خدا نیز او را یاری می رساند پس این همه انسان که روزانه از بیماری تلف شده ، در دریا غرق می شوند و ... در لحظه بلا به چه چیزی متوسل شده بودند ؟ اگر جواب ، توسل به چیزی غیر از خدا باشد که خود نقض سخن اول است چرا که ادعا شده در این لحظات انسان خود به خود به چنین قدرتی متوجه می شود و اگر توجه به سوی خدا باشد پس تفاوتی در این توجه یا عدم توجه نیست ، تنها تفاوت در اینجاست که افرادی که جان سالم به در برده اند با یادآوری ترس و اضطراب زمان بلا و شوق فرار از مرگ آن را معجزه ای قلمداد کرده و به تبلیغ آن می پردازند و افرادی که دچار بلا شده و از بین رفته اند ، دیگر فرصتی برای شرح شکست در این توسل و بی تاثیر بودن آن ندارند.

1387/09/29
مذهب جهت خالی نبودن عریضه

* هدف این سلسله نوشتارها ، رد یا اثبات اصل بحث مذهب نیست ، بلکه مقصود نقد باورهای مذهبی ناشی از احساس در پذیرش مذهب می باشد . برای روشن تر شدن موضوع مقدمه را مطالعه فرمایید .

۲- - مذهب جهت خالی نبودن عریضه

عده ای صرفا از روی "عادت پیرو بودن" به مذهب روی می آورند . این افراد همان هایی هستند که هنگامی که به آنها گفته می شود مسیحی نباشید در پاسخ می گویند ، پس چه باشیم ؟ وقتی گفته می شوند که بودا را پیروی نکنید ، پاسخ می دهند پس چه کسی را پیروی کنیم ؟ در جواب به اینکه چرا به اسلام روی آورده اید پاسخ میدهند که پس به چه چیز روی آوریم ؟

این افراد ساده لوحانی پیرو بار آمده اند که خود قدرت تشخیص و تمییز نداشته و عادت کرده اند که پیروی کنند از چه و چه طور و چرایش تفاوت زیادی ندارد ، فقط مهم اینست که چیزی برای پیروی پیدا کنند . اینان همه چیز را می بینند به جز عقل خود  را . مُهر پیرو بودن را بر پیشانی خود زده و با خود عهد کرده اند که تا آخر عمر پیرو باشند و حتی تصور اینکه  لحظه ای به خود متکی شده و از عقل خود تبعیت کنند را محال می دانند .

برای اینان نوع مذهب تفاوت چندانی ندارد ، فقط به دنبال ردی برای دنبال کردن هستند . بدون اینکه حتی لحظه ای سر از زمین برداشته و کوتاه نگاهی به انتهای این رد بیاندازند ، سر به پایین انداخته و خوشحال از اینکه چیزی برای پیروی کردن دارند ، کورکورانه مسیر را پیش می روند.

"به هر حال باید به چیزی معتقد بود" را زیاد می توان از این افراد شنید . البته  در اصل این موضوع شکی نیست ولی اینکه این اعتقاد به چه چیز و چگونه و با چه هدف و منطقی اتفاق می افتد محل بحث است . عده ای که فقط به دلیل اینکه باید به چیزی معتقد بود سراغ مذهب می روند یکی از کورترین دلایل را انتخاب کرده اند . اینان هیچ منطقی در انتخاب خود نداشته و  در مقابل سایر مذاهب یا بدون هیچ منطق و تفکری و صرفا از روی احساس به شدت به مخالفت برخواسته و یا به آسانی رد قبلی خود را رها کرده و رد جدید را پی میگیرند ، چرا که هدف اینان از انتخاب مذهب پر کردن خلائی ساخته ذهن خودشان است و تفاوتی در مسیر نمی بینند  . سر به پایین انداخته و حتی نمی دانند به کدام جهت در حرکتند ، اینان همان افرادی هستند که در یک لحظه راه قبلی را رها کرده و راهی دقیقا در جهت عکس مسیر قبل خود می پیمایند و یا گاهی در مسیری بسته افتاده و دائما به دور خود می گردند .


1387/09/29
مذهب به عنوان مُسَکّن

* هدف این سلسله نوشتارها ، رد یا اثبات اصل بحث مذهب نیست ، بلکه مقصود نقد باورهای مذهبی ناشی از احساس در پذیرش مذهب می باشد . برای روشن تر شدن موضوع مقدمه را مطالعه فرمایید .

1- مذهب به عنوان مُسَکّن

بسیاری افراد در بیان علت گرایش خود به مذهب چنین بیان می کنند که هنگام مواجهه با سختی ها و مشکلات در زندگی ، دین همانند یک نیروی آرام بخش قوی به آنها کمک کرده و موجب تسکین روحی در آنان می گردد. اینان با تلقین های موجود در مذاهب سعی در فریب خود داشته تا به هر روشی اندکی خود را آرام سازند.

از دسته دعاها و احادیث و روایات در زمینه تسکین درد و روحیه دادن هنگام سختی ها در تمام ادیان به وفور یافت می شود. این دسته مطالب با تصویر آینده ای روشن ، وعده های امید بخش ، توجیه شرایط موجود سعی در القای روحیه به افراد دارند تا جاییکه گاهی اوقات افراد نه تنها احساس نارضایتی از شرایط موجود ندارد بلکه گاهی با توجیهاتی چون "خدا افرادی که بیشتر دوست دارد را بیشتر امتحان میکند" ، "سختی ها و مشکلات موجب تکفیر گناهان است" و هزاران مثال دیگر، درد را از یاد برده و حتی هچون داروهای انرژی زا روحیه ای مضاعف – و غیر واقعی- از آن میگیرند  . در هر صورت اینگونه توسل به مذهب در افراد یا همچون داروهای انرژی زا به ایجاد نیرویی کاذب و موقت در فرد پرداخته و یا همچون مسکنی موجب فراموشی درد می شود ، بدون اینکه عملا درد را درمان کرده باشند . البته در هر دو مورد واضح است که در لحظه استفاده ، فرد احساس درد را فراموش کرده و یا به سرخوشی موقتی می رسد ولی هر عقل سلیمی تایید می کند که این گونه تجویزها صرفا فریب دادن سیستم عصبی جهت عدم درک درد بوده و هیچ تاثیری در بهبود آن ندارد.

 به هر حال ، وسیله هر چه باشد تفاوتی در هدف نیست . این نگرش ، از مذهب به عنوان مسکنی جهت تسکین درد استفاده می کند . به اذعان خود این افراد در این مواقع انتظاری همچون دارو از مذهب نمی رود چرا که این افراد بر این باورند که از این توسلات انتظاری در تغییر نتیجه نداشته و در صورتیکه مشکلات ختم به خیر شد که فبها و اگر شرایط بر خلاف انتظار آنها پیش رفت ، آن را بر حساب تقدیر و آزمایش و تکفیر و ... گذاشته و شکایتی نمی کنند . به روشنی پیداست که اینان مذهب و باورهایشان را دارویی در درمان بیماری نمی دانند ، که انتظار از نتیجه دارو تاثیر مثبت آن است ، در حالیکه این افراد از مذهب صرفا به عنوان مسکنی جهت کاهش درد استفاده نموده و هیچ انتظاری از تاثیر مثبت آن ندارند و حتی خود را جهت رویارویی با نتایج منفی محتمل آماده می کنند.

این قبیل تبلیغات، خوراک اصلی افرادیست که به علت ضعف در شخصیت در مشکلات به فریب خود پرداخته و با تصور مسائلی که خود نیز به توجیه بودن آن معتقدند به دنبال تسکینی برای فراموش کردن درد هستند .

اینگونه نگرش به دین و استفاده ابزاری ازمذهب صرفا ریشه در احساس داشته و با توجه به توضیحات قبل نه تنها دارای هیچ ارزشی نیست بلکه نوعی ضد ارزش و سو استفاده از مذهب محسوب می شود.



1387/09/29
نعمت – حکمت – توجیه
 

"از خدا خواستن شجاعت است ، بدهد نعمت است ندهد حکمت ."

 

از اینگونه توجیهات و سفسطه ها در ادیان و مذاهب به وفور یافت می شود. توجیهاتی که حتی اجازه اندیشیدن را از پیروانش گرفته و آنها را به تبعیت بی چون چرا ملزم می دارد . باورهایی که به "پیرو" شدن هر چه بیشتر پیروانش منجر شده و تبعیتی بی چون و چرا تحت هر شرایطی را تبلیغ می کند .

براستی با چنین توجیهی چه تفاوتی میان خدای مورد ادعا با چوبی بی جان است ؟ چرا که تنها با تعویض کلمات می توان گفت " از این چوب خواستن شجاعت است بدهد نعمت است ندهد حکمت. " و هرگاه نعمتی بدست آمد آن را مدیون تکه چوب دانست و در صورتیکه محقق نشد بر حساب حکمت آن گمارد . بت پرستان دیروز نیز با چنین توجیهاتی سنگ و چوب می پرستیدند و تمام وقایع را توجیه به منتسب بودن از سوی بت های خود می نمودند ، همانگونه که رفتار آنان امروزه از نظر خداپرستان غیرمنطقی و جهالت محسوب می شود و بت پرستان به عدم تفکر و اندیشه متهم می شوند ، به همانگونه خود نیز متهم به چنین رفتاری هستند . اگر کمی منطقی و به دور از احساسات و تعصب از بالا به قضیه نگاه کنیم ، واقعا چه تفاوتی بین این دو رفتار مشاهده می شود ؟

این سبک باورها قالبی از پیش آماده برای توجیه واقعیت ها فراهم می کند .

 مثالهای فراوانی در این زمینه وجود دارد . اصولا تمامی مذاهب سراسر مملو از چنین توجیهاتی هستند ، مثلا :

انسان معتقدی که در آخر عمر خود در رفاه و آسایش است : خدا پاداش خوب بودن و اطاعتش را به او عطا کرده و اکنون در آخر عمر در آسایش به سر می برد.

انسان معتقدی که در آخر عمر خود دچار گرفتاری می شود : خداوند این موضوع را کفاره گناهان کوچک او قرار داده تا تمام گناهانش در همین دنیا جبران شده و در آخرت راحت و آسوده باشد.

انسان غیر معتقدی که در آخر عمر خود در رفاه و آسایش است : خداوند او را به حال خود رها کرده و می خواهد با این کار به او فرصت دهد تا هر چه می تواند به گناه پرداخته تا در آخرت او را عذاب کند.

انسان غیر معتقدی که در آخر عمر خود دچار گرفتاری می شود : گناهانی که عمری مرتکب شده ، امروز دامان او را گرفته و او را به این روز کشانده است .

براستی چه اسمی به جز توجیه می توان بر چنین قالب هایی گذاشت ؟

 

سکه ای را به بالا پرتاب می کنید . دو احتمال وجود دارد، یا شیر و یا خط خواهد آمد. در صورتیکه فردی ادعا کند اگر شیر آمد خواست من بوده است و اگر خط آمد باز هم خواست من بوده که شیر نیاید به او چه می گویید .  به هر حال حرف او درست از آب درخواهد آمد . یا با این جمله او را باور کرده و به او ایمان می آورید ؟

مذاهب با ایجاد قالب هایی آماده به توجیه واقعیات پرداخته و آنها را طبق میل خود جهت دهی می کنند .

رسوب چنین باورهایی در ذهن انسان ، وی را از منطق دور کرده و چشم او را به حقیقت خواهد بست .

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
دی 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
وضعیت در یاهو مسنجر
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 20206